
فورمنترا نام یک جزیره کوچک، امّا بسیار زیبا و افسانهای در دریای مدیترانه است که هر چند به اسپانیا تعلق دارد، امّا ایتالیاییها هم آن را بسیار دوست دارند.

یکی از گردشگران شیفته فورمنترا!
فورمنترا مناظر رؤیایی فراوانی دارد که سبب شده، آرزوی هر جهانگردی در جهان، سپری کردن یکی از روزهای زندگیش در این سوپر جزیرهی زمین باشد. و درست به همین دلیل، فورمنترا دارد نابود میشود ... آنقدر که اینک تدابیر سختگیرانهای برای ورو گردشگر به این جزیره استثنایی درنظر گرفتهاند و به گزارش شبکه خبری Euronews، قرار است که فقط سالی 2 هزار نفر گردشگر بتوانند وارد این جزیره شوند.

با هم به تصاویری زیبا از مناظر و آدمهای این جزیره نگاه میکنیم! جزیرهای که فقط 19 کیلومتر طول و 83.24 کیلومتر مربع مساحت دارد، یعنی چیزی در حدود یک دهم مساحت تهران!




توجه: این یادداشت نگاهی نامعمول با عرف جامعه برای تشریح یک تابوی سیاسی ۳۰ ساله در ایران دارد. بنابراین اگر به بعضی از خانمها و آقایون برمی خوره ... همین اول عذرخواهی می کنم
مصاحبه معروف سید محمد خاتمی با کریستیان امانپور را یادتان هست؟ یادتان هست که خاتمی در آن مصاحبه برای اولین بار از اصطلاحی استفاده کرد که تا مدتها ورد زبان دولتمردان داخلی و خارجی قرار گرفت؟ او گفت: دیوار بی اعتمادی بین ایران و آمریکا آنقدر بلند و قطور است که به این راحتی نمیتوان به فکر برقراری مجدد رابطه با آمریکا افتاد و باید دولت آمریکا بکوشد تا این دیوار را نازک و نازکتر کند!
یکی از بدبختیهای ما به عنوان طرفدار محیط زیست در این کشور این بوده است که همواره به دلیل تقارن روز جهانی محیط زیست با 15 خرداد که باید تا همیشه تاریخ در این مملکت عزای عمومی و تعطیل رسمی باشد، هیچگاه نتوانستهایم آن گونه که شایسته بوده از محیط زیست گفته و نوشته و یا در آیین نکوداشتش شرکت کنیم. تأسفآور تر اینکه دستگاههای ارتباط جمعی داخلی نیز در این روز یا سکوت کرده و تعطیل بودهاند و یا اجازه نداشتهاند تا به جز مرثیهسرایی برای 15 خرداد 1342 از چیز دیگری سخن گفته و تصویر نمایش دهند. به همین دلیل ابتکار امسال بروبچههای زیست محیطی را به فال نیک میگیرم و امیدوارم که همین تحرکات مجازی سبب شود تا محیط زیست در ایران عزیز از انزوای خودخواستهای که دچارش شده، بیرون آمده و نجات یابد. درود بر موج سبز و حامیان آن در ایران جهان.

لطفاً این معما را حل کنید! اخیراً حجتالاسلام والمسلمین معزی رئیس مرکز اسلامی انگلیس در چهارمین نشست رهبران مذهبی مسلمان، مسیحی و یهودی اروپا در بروکسل که بهمنظور طرح دیدگاههای ادیان توحیدی در خصوص محیطزیست و راههای حفاظت از آن تشکیل شده بود، یکی از عوامل مهم بحران محیط زیست را ناشی از نادیده انگاشتن دین و معنویت و بیرون راندن ارزشهای متعالی معنوی و اخلاقی از زندگی انسان متجدد دانست و تأکید کرد: دانش و فناوری و قوانین برگرفته از آن، به تنهایی و به دور از معنویت و ایمان و ارزشهای اخلاقی، نمیتواند انسان را به کرانه خوشبختی و کامیابی رهنمون سازد. او گفت: انسان موجودی مسئول در ارتباط با خود و دیگر انسانها و بلکه در برابر طبیعت، زمین و حیوانات است و نمیتواند تجاوز و تعدی را به آنها روا دارد و بهعنوان خلیفه خداوند روی زمین، حفظ و نگهبانی از نظام طبیعت، از مسئولیتهای اساسی او به شمار میرود. بنابراین، به اعتراف بسیاری از اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان یکی از عوامل مهم بحران محیط زیست، یا به تعبیری دیگر، جنگ میان انسان و طبیعت، ناشی از نادیده انگاشتن دین و معنویت و بیرون راندن ارزشهای اخلاقی- است. فاصلهگرفتن بشر از معنویت و اخلاق نه تنها در زمینه محیط زیست، بلکه در تمام عرصههای گوناگون زندگی انسان خسارتهایی به بشریت زده که فاجعه تخریب و بر هم خوردن تعادل محیط زیست، یکی از نتایج آشکار این نظریه است.
رئیس مرکز اسلامی لندن به این هم بسنده نکرد و صراحتاً مسأله گرمایش زمین و تغییر اقلیم را نیز با تمایلات لائیک انسانها ربط داد.
اینک این پرسش مطرح میشود: با توجه به اینکه ایران خود در زمرهی کشورهایی قرار دارد که از بیشترین ناپایداری محیطی رنج میکشد و تنها هفت یا هشت کشور دیگر در جهان وجود دارد که وضعیتی بدتر از ایران داشته باشد، میخواهم بدانم: بحران زیستمحیطی در ایران، نشاندهندهی دوری چشمگیر ایرانیان از دین نیست؟! آن هم در کشوری که خود را صددرصد اسلامی میداند و دارای حکومت ولایت مطلقه فقیه است؟!
میگویند: هند دارای فقیرترین مردم جهان است؛ خرافات در هند بیداد میکند؛ نرخ زاد و ولد در آن همچنان نگران کننده است؛ بسیاری از اصول اولیه بهداشتی در اغلب نقاط این کشور رعایت نمیشود؛ آمار تلفات ریلی در هندوستان همیشه نامبر وان بوده است؛ قتل و ترور و جنگهای فرقهای و مذهبی همیشه در این کشور وجود داشته ... و در کمتر نقطه دیگری در جهان میتوان تفاوت فاحشی را که بین فقرا و ثروتمندان در جامعه امروز هند میبینیم، سراغ گیریم.
با این وجود، در همین کشور به ظاهر فقیر و ناامن و پرازدحام که حتی در جدول شاخصهای توسعه انسانی در ردیفهای پایینتر از ایران قرار دارد، شیوهی مواجهه با حیات وحش و محیط زیست بسیار خردمندانهتر و پیشرفتهتر از ایران است. فقط کافی است به ماجرای حملات حیوانات درنده مثل ببر و پلنگ به نقاط مسکونی این کشور توجه کنید که به ندرت به مرگ جاندار مهاجم میانجامد. چرا که مأمورین انتظامی و مسئولین سازمان محیط زیست هندوستان، به وسیلهی سادهای به نام «اسلحه و فشنگ بیهوشی» مجهز هستند؛ همان ابزاری که کشور پهناور ایران با وجود فروش 70 میلیارد دلاری نفتیاش در سال، توانایی خرید آن را ندارد! همان کشوری که البته در همان حال میتواند سالی 350 میلیون دلار در اختیار حماس قرار دهد تا در مرگ دشمن خونآشام ایرانیان صدام حسین – پیراهن سیاه بر تن کرده و سه روز عزای عمومی اعلام کنند و همان کشوری که آنقدر پول دارد تا مشکل مسکن و اشتغال مردمان نیکاراگوئه و بولیوی و ونزوئلا را در آن سوی کره زمین حل کند!
بیاییم همه برای درایت و توانمندی دولت مهرورزی جناب احمدینژاد کف مرتب بزنیم و بخصوص از حسن انتخاب ایشان در به کار گماردن خانم فاطمه جوادی در رأس تشکیلات روبه انقراض محیط زیست ایران تشکر ویژه نماییم.
«انتشار گزارش محرمانه پنتاگون در باره خطرات گرمایش زمین برای امپراطوری ایالات متحده آمریکا»

اخیراً در جستجوهای اینترنتی، متوجه مقالهای در روزنامه گاردین شدم که در تاریخ 22 فوریه 2004 منتشر شده بود و در آن مقاله، از محتوای گزارشی محرمانه سخن رفته که توسط عالیترین نهاد نظامی آمریکا تهیه شده است.

در حقیقت، پژوهشگران ناسا و پنتاگون، به این جمعبندی رسیدهاند که هیچ قدرتی در جهان امروز، نه روسیه، نه اتحادیه اروپا، نه چین، نه ایران و نه بنلادن نمیتونه خطری جدی برای آمریکا ایجاد کند؛ بلکه اگر قرار باشد، دولت فدرال آمریکا از تهدیدی بترسد و نگران شود، آن خطر نامش «climate change» یا همان تغییر اقلیم و فرآیندهای ناشی از گرمشدن زمین است.

عنوان گزارش گاردین چنین است:
«Now the Pentagon tells Bush: climate change will destroy us»
اصل مقاله گاردین را هم میتوانید اینجا بخوانید.
راستی! دیروز دمای هوا در رشت به 38 درجه بالای صفر رسید که در 50 سال اخیر این دما در چنین ایامی بیسابقه بوده است!
نوروز خوبی را تجربه کنید.
به سرعت عمل کدامیک باید آفرین گفت؟! عکاس یا شکارچی؟!


حتی سگهای آبی هم عاشق می شوند ... افسوس که بعضی از ما آدمها عشق را هم بیزینس کرده ایم ...
تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي
همت كن و بگو
ماهيها
حوضشان بيآب است
«والارض مددنا و القينا فيها رواسی وانبتنا فيها من کل شی موزون»
زمين را بگسترانيديم و در آن کوهها افکنديم و همه چيزهاى مناسب در آن برويانيديم.
(سوره مبارکه فجر آيه 19)
طبق تحقيقات به عمل آمده هر 24ساعت يک گونه گياهى يا جانورى سطح کره زمين محو میشود. آيا يک روز نوبت به خود انسان نخواهد رسيد؟
خداوند عالميان، آن که هستى در يد قدرت اوست، او که میميراند و زنده ميکند. انسان را جانشين خود بر روى زمين قرار میدهد و همه را به خاطر او خلق میکند. سفرهاى رنگارنگ برايش میگستراند تا متنعم شود، دانه را در دل سنگ خارا حيات میبخشد و خود میفرمايد که همه اينها به خاطر تو و سعادت توست اى انسان، افزونى میداريم نعمتهايمان را به شرطى که شکرگزار باشى و چگونه میشود که انسان که مخلوق خداوند است قدر اين نعمتها را نداند و شکرگزار اين همه نعمت الهى نباشد؟
راستى چرا ما که به خداوند و پيامبران و ائمه معتقديم و هر روز 5 بار در مقابل حضرتش به نماز میايستيم قدر نعمتهاى الهى را که مظهر گوياى وجود اوست، نمیدانيم؟ آيا آلوده کردن آبها، تخريب جنگلها و مراتع، آلوده کردن هوا، تخريب و آلوده کردن خاک اين بستر حيات، از بين بردن رستنىها و جانوران، اسفاده بى رويه از منابع، پخش و پراکنش زبالهها و ضايعات صنعتى در طبيعت، ايجاد سر و صدا، مشوش کردن اذهان عمومى، پرخاشگرى، بى توجهى به حقوق ديگران، عدم رعايت قوانين و مقررات الهى، همگى ناشکرى به درگاه ايزد منان نيست؟
چرا ديگر از آن نهرهاى خروشان و باصفا اثرى نيست؟
آيا خروشندگى آن نهرها پاسخى نبود به مردمى که نان خشکيده شان را در آب فرو میبردند و دستهايشان را به علامت شکر به درگاه حق تعالى به سوى آسمان بلند میکردند؟
چرا از آن مراتع سرسبز و رمههاى گوسفند اهلى و وحشى ديگر خبرى نيست؟ و آيا کمبود اين منابع جز نتيجه رعايت نکردن اصول استفاده صحيح از مراتع و بى رحمىها و آزمنديهايمان در قلع و قمع کردن حيوانات وحشى با اسلحه خودکار و ساير ابزارهاى مخرب نيست؟
چرا غالب رودخانههايمان ديگر محل عبور آبهاى خروشان و مأمن ماهيان زيبا و انواع گياهان و جانوران زيباى آبزى، کنارآبزى و دو زيست نيست؟ آيا اين پديدهها عکسالعمل اقدامات ما در تخريب حوضههاى آبخيز و بستر رودخانهها با هدفهاى اقتصادى مقطعى و تبديل رودخانهها به جايگاه فاضلابهاى شهرى و زبالهها ونخالههاى ساختمانى و غيره نيست؟ چرا براى مردمي كه تحت لواي جمهوري اسلامي ايران در شهرهاى بزرگ اين آب و خاك روزگار ميگذرانند، بايد ديدن يک روز زيبا و عارى از آلودگى و هياهو و آرام و راحت يک آرزو بشود؟ مگر ما قرار نبود، دنيا را بهشت كنيم؟ چرا زيستگاه خودمان را هم جهنم كردهايم؟
آيا اگر نبود حرص و ولع ما در استفاده بى حد و حصر از منابع و اسراف و تبذير در استفاده از منابع انرژى خدادادى، اين چنين میشد؟ آيا اگر مديريت سرزمينمان را به افراد كاربلد ميسپرديم و به جاي يافتن دلايل اثبات برادري، به دنبال يافتن دلايل تخصصي براي احراز پست ميگشتيم، باز هم شاهد چنين فرصتسوزيهاي جبرانناپذيري ميبوديم؟ آيا اگر فکر میکرديم هوا اين گرانبهاترين نعمت الهى از نظر نقش وجوديش در تداوم حيات، که بدون آن بيش از چند دقيقه نمیتوان زندگى کرد اين گونه میآلوديمش و آيا آلودگى بى محاباى اين عامل اصلى حيات که نتيجهاش تشديد گرمايش جهاني، از بين رفتن رستنىها، تخريب لايه ازن و هزاران پديده ناهنجار زيست محيطى ديگر است، جز سرکشى و ناشکرى و ناسپاسى ما به درگاه حق تعالى است. پرسش اصلي اين است که واقعاً چه سهمى از منابع موجود در کره زمين متعلق به بشر امروز است و آيا ما آدميان خودخواه در طول دو قرن گذشته به اندازه طول حيات کره زمين و خلقت انسان بر روى کره زمين از منابع قابل تجديد و غير قابل تجديد استفاده نكردهايم؟
پاسخ ما به نسلهاى آينده در ويرانى طبيعت و برهم زدن چرخه زندگى حيات در طبيعت چه خواهد بود؟ پرسشي كه ال گور نيز در فيلم «يك حقيقت ناخوشايند» مطرح ميكند.
آيا پاسخى خواهيم داشت؟
به نظر میرسد پاسخ منفي باشد. چه، اگر بگوييم تمام اقدامات ما براى رفاه بشر بوده است، بايد گفت کدام بشر؟ آيا انسانهاى يک قرن و دو قرن يا انسانهاى تمام دوران؟ اى کاش به خود آييم و به دست خود نابودى خود را فراهم نياوريم. طبق تحقيقات به عمل آمده هر 24ساعت يک گونه گياهى يا جانورى سطح کره زمين محو میشود. آيا يک روز نوبت به خود انسان نخواهد رسيد؟
به اميد روزى که انسان به خود آيد و با نگرشى عميق پيرامون خود را بنگرد، نعمتهاى الهى را مقدس بدارد، مثل اجدادش بر تکه نان بر زمين افتاده بوسه زند. بر چشمهايش بگذارد و با تمام وجود از نعمتهاى بيکران الهى پاسدارى کند.
به اميد آن روز. انشاءالله.

امروز عاشوراي حسيني را در كرج سپري كردم و صحنههاي زشت و زيباي فراواني را ديدم. مثلاً عاشقي را ديدم كه در اين سرماي جانسوز، فقط با يك پيراهن آستينكوتاه سياهرنگ به خيابان آمده و زنجير ميزد و يا كودكان فراواني كه با معصوميت خاص خود براي امام آزادانديش خود عزاداري ميكردند ...

امّا حضور طبلهاي غولآساي ياماها و لاشهي ليوانهاي يك بار مصرف كه قرار بوده، جگر طرفداران حسين (ع) را صفا دهد، بدجوري چهره ديداري و شنيداري شهر را عذابآور كرده بود.

والله اگر حسين زنده بود، نه ميگذاشت به حرمت او چنين صداهاي گوشخراشي دل شهر را بيازارد و نه اين همه زباله در خيابانها رها شود.

به اميد روزي كه محرميان عزادار حسين، سردمدار رعايت ملاحظات زيستمحيطي هم باشند.





